عشق مامان مریم ، درسا عشق مامان مریم ، درسا ، تا این لحظه: 17 سال و 10 روز سن داره

♫♫♫ قند عسل ♫♫♫

کلاه قرمزی و بچه ننه

       سلام عمر و نفس من عروسک من ، دیروز پنج شنبه ، 91/5/26 با هم رفتیم سینما ، اولین باری بود که اومدی ، میترسیدم نشینی و تا آخرش فیلم رو نگاه نکنی و اذیت کنی ، اول میخواستیم سانس 4.5 تا 6.5 بریم که ساعت 5 رسیدیم و با هم رفتیم گردش و ساعت 6.5 با کلی خوراکی رفتیم سینما خودم هم خیلی وقت بود که سینما نرفته ببودم و خیلی خوشحا بودم ، فیلم شروع شد و شما اینقدرخانوم نشستی و خوراکی خوردی که خودم مونده بودم ، فقط هی میرفتی لای صندلی ، خودتم خنده ات گرفته بود که چرا  صندلیهاش مع میشه ؟ولی یه تصور...
27 مرداد 1391

دوست دارم ، چون

  دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعر منی دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی دوستت دارم چون دوستت دارم… ...
24 مرداد 1391

مرداد و خبرای بد

  سلام توت فرنگی من  الهی  من قربونت برم که تو این چند وقت این همه اذیت شدی     اول مرداد تولد ما مانم بود ، تولدت مبارک مامانی ، البته که رفتم دیدنش ها بعد از اون رفتیم شهرستان ، تو رفتی تو کوچه بازی کردی و خیلی کثیف شدی ، منم داشتم تو آشپزخونه سوپ درست میکردم به مهدیه کفتم لباسهاتو در بیاره تا ببرمت حموم ، در حموم هم تو آشپزخونه بود ، تا لباسهاتو در آوردی و اومدی دست منو کشیدی و منم داشتم سوپ رو هم میزدم که یه دفعه قاشق تو سوپ با یه عالمه سوپ ریخت رو شما ، الهی برات بمیرم لخت هم که بودی ، من که خیلی هول کرده بودم...
16 مرداد 1391
1